تبليغاتX
کدئين
نرم‌تنان
|
در اصطلاح کنایی زیر، جای خالی را با حرف دلخواه پر کنید:

  « کافر همه را به کیـ... خود پندارد. »

1) ش          2) ف         3) ن          4) ر



در ضمن، به بهترین پاسخ هزینه‌ی خرید عتبات عالیات تقدیم خواهد شد.

|
در پایان کنگره‌ی «آسیب‌شناسی فوتبال ایران» با شنیدن «شیش تاییا، کی گفت بیا؟» و «لنگیا سوراخن» خود را حلق‌آویز کرد.

|
بنا به گفته‌ی برخی منابع خودآگاه «حسن رحیم‌پور ازغدی» برای کاندیداتوری در انتخابات رییس‌جمهوری دهم، اعلام آمادگی کرده است.
در پی این خبر، جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی اعلام انحلال فوری کردند؛ سید محمد خاتمی به همراه سعید حجاریان به دلیل آنچه «ایست مغزی» نامیده شده، در بخش CCU بیمارستان امام‌خمینی بستری‌اند و میرحسین موسوی اعلام کرده از این حماسه‌ی ملی برای ثبت در تاریخ، یک نقاشی آبرنگ خواهد کشید.
شنیده‌ها حاکی از آن است که دکتر ابراهیم یزدی، دبیر کل نهضت آزادی، دقایقی پس از وصول این خبر از بالای ساختمان آلومینیوم به پایین پرید.
محمدرضا باهنر بنا به اصل پیشرفته‌ی «آموختن ادب از بی‌ادبان» معتقد است این امر سبب تقویت جنبه‌ی تئوریک دولت نهم خواهد شد. اکبر گنجی ضمن رد سخنان باهنر با اعلام اینکه «گاهی بالاتر از سیاهی هم رنگ‌هایی هست» حضور رحیم‌پور ازغدی را سبب رسوایی بیشتر «انتخابات سلطانی» می‌داند اما در این میان مهدی کروبی گفته برای پرشورتر شدن انتخابات صحنه را خالی نخواهد کرد.

تا شایعات بعدی...خدانگهدار
|


به قول یکی از بچه‌ها طالقانی شانس آورد که زود مرد
|

http://zamaaneh.com/pictures-new/azad1.jpg

"نفیسه آزاد" رو چهار روزه که گرفتن
امروز (سه‌شنبه) هم با خشونت خونش رو تفتیش کردن

نفیسه جان نگرانتم و امیدوارم زود و بی‌دردسر آزاد شی

لینک خبر


امروز (16 بهمن)
نفیسه به قید کفالت و تا صدور رای دادگاه آزاد شد
|
در اثبات فقر و فلاکت ما همین بس که شب‌ها پابرهنه می‌خوابیم.
|

انقلاب ما ازدحام کور بود.

|
- نظر شما درباره‌ی این عروسی چیه؟
- خیلی خوب بود، به نظر من عروس و دوماد فعل کردن رو خیلی خوب صرف کردن.
|
"بـگوزی رسیدی تـهرانپارس"؛ بالاخره فهمیدیم این BRT مخفف چیه.

از آنان که ما را در این راه یار بوده‌اند، ممنانیم!

|
"چرت" نگو مرتیکه قرتی! به جای "زرت و پرت" بیا "خرت و پرت"هاتو جمع کن!
|
در پست قبلی نظری رسید از دوستی به نام سمین (که نمی‌شناسمش!). سخنش شایسته‌ی پاسخ دیدم و قدردانی. حاصل را در پی می‌خوانید:

سخن سمین:
این شعر رو تقدیم می‌کنم به آقای کدئین به خاطر بعضی مطالبشون که خاطر ما رو منبسط کرد، خداوند خاطرشان را منفجر کناد! به تعقیب شعر سابق لوگوی بلاگ:

عشق است در سراسر عالم جمال ما     مـــادر نــزاد آنــکه بـخـواهــد زوال ما
تــا نـسـتـدیم داد خود از چــــرخ روزگـار     ثبت است بر جریده‌ی عالم وَبال ما!
هــسـتیــم مـصـدر ظـفـر و مـنـشـاء اثر     نقصــان بود از آن عـدومان نه مال ما
فعلن همین قدر بَسِتان است همرهان     نـم کـرده فهمتان پی فهم کمال ما!

پاسخ ما:
بی‌کتمان، بسیار ممنانم! البته زیر-عنوان قبلی وبلاگ نه از من که از هادی خرسندی (شاعر طناز) است که در پیشانی سایت فیلتر شده‌اش نوشته:

"هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به طنز
عشق است در سراسر عالم جمال ما"

در آخر حرفی نیست جز:

آفرین بر قــــلمت چون که خفـــــــــــن حال بداد
خوش کنم خاطر خود هر دم از این شعـــر تو یـاد
ما که باشیم که اینســـــــان بســــــــــراییم ولی
نفس گــــــــــــرم شما خشـــتــک ما داد به باد1
کدئین هســــــــت مشعشع ز پس شعر سمین
کاش می‌شد بسراید، چه کند گشته گشــاد!؟


1. کنایه از خوشحال کردن

|
در ایام‌الله امتحانی نتونستم (آن‌سان که باید و شاید) به دوستان رسیدگی کنم و برای یادداشت‌هایشون کامنت بذارم. دیگه گفتم از همه بروبچ «واحد ارتباطات مردمی» یه عذرخواهی از اعماق ته بکنم. در تلاشم تا این مشکل در روزهای آینده و با تحویل آخرین تحقیق درسی به "استاد مربوطه" حل بشه و به آغوش گرم شما بر‌گردم. [ریزش اشک همراه با لوس جلوه دادن ابراز احساسات]

برای تسلای دل شما یه کلیپ دونوازی پیانو میذارم به حجم تقریبی 2 مگابایت.

|
از میان خوردنی‌ها و کردنی‌ها، آنچه به ما رسید «گه» بود و «غلط».



پ‌ن 1: استفاده‌ی زیبا از صنعت لف‌ونشر را در جمله بالا،
تقدیم می‌کنیم به مردم بی‌دفاع غزه و اعضای بادفاع حماس!

پ‌ن 2: چرا هم نداره...

|
ای فرزند! بدان آفت عشق، بی‌وفایی دلدار و بدی کردار و نبود تفاهم و شروع تهاجم و بی‌پولی عاشق بدبخت و آمدن رقیب سرسخت نیست. همانا آفت عشق آن است که یک روز وقتی معشوق از توالت به در آمد، مجبور باشی دماغت را سفت بگیری.
بیت:
شمیم عشق می آمد ز کوی1 یار دیروزی
وزین بدتر نخواد شد، اگر در کوزه‌2ام گـوزی


1 به رسم ادب، به جای "ن" از "ی" بهره برده‌ایم.
2 کنایه از «مستراح».

|
مادر خرج
|
امروز تو دانشگاه تهران «تجمع بزرگ دانشجویان سراسر کشور» بود برای همدردی با مردم غزه. دانشجوهای شهرهای مختلف (که از قضا اصلا بسیجی نبودن) یکصدا نسبت به جنایات اسرائیل غاصب اعلام انزجار کردند تا اینکه ظهر شد. بین جمعیت داغدار برنج و قیمه غوغا می‌کرد؛ دوجین‌دوجین بسته‌های دوغ بود که پر می‌آمد و چه خالی می‌رفت؛ شعار بود و بلندگو.
یکی از صحنه‌های زیبای این "همدردی" توی دانشکده ادبیات اتفاق افتاد، اونجا که یکی از خواهرای بسیجی (نمی‌دونم از کجا اومده بود) چادرش رو درآورد تا دوستش ازش عکس بگیره و بعد از ثبت اون لحظه تاریخی لبخندزنان چادر رو دوباره به سر کشید و صد البته اینها همگی ضربه‌هایی مهلک بود بر هیمنه‌ی استکباری آن رژیم سفاک...
[کمی آن سوتر اوباما چهل‌وچهارمین رئیس‌جمهور می‌شد.]

|
چه بسیار سیگارها که ناکشیده خشکید
و چه بسیار کش‌‌ها که ناکشیده برید...
|