برنامهی مناظرهی تلویزیونی چهار کاندیدای رییس جمهوری اعلام شد.
لینکدر این راستا سردار احمدی مقدم گفت: برای حفظ و تقویت امنیت روانی و جسمی جامعه، مناظرهی آقایان کروبی و احمدینژاد پشت درهای بسته و با نظارت کامل گشت ارشاد انجام خواهد شد.
|
تلاش زیاد یعنی توقع زیاد
|
کل ما حکم به الشرع، حکم به الشرع
|
تو این چند روز بازدید از کدئین تقریبا سه برابر شده، بیشتر هم به خاطر دو پست:
259 - آخرین اخبار انتخابات
269 - لزبینیسم تغزلی
یعنی میشه بین این دوتا رابطهی معنادار پیدا کرد؟
|
یاسنو پس از انتشار «یک» شماره برای سومین بار توقیف شد!
لینک خبر
|
با دانلود کامل کلاهقرمزی و دیدار دوبارهی پسرعمهزا اتفاق افتاد:
موجی از سرور خانه را فرا گرفت
|
اینکه بفهمیم حرفی احمقانه زدهایم یا کاری احمقانه کردهایم کافی نیست.
باید درسی بسندهتر و مهمتر بیاموزیم؛ اینکه ابلهی بیش نیستیم.
مونتنی
گزینگویهها 7
|
وقتی تو خط انقلاب - گمرک
عقب یه پراید
کنار یه زن پنجاه سالهی چادری بشینی
|
چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد
|
شما توی یه «رابطهی عشقی دو طرفه» هستین! و مدتیه معشوقتون داره چاق
میشه.
یه روز که خیلی گشنتونه میرین ساندویچی. ساندویچ شما زودتر تموم میشه و
دارین به دومی فکر میکنین که طرف نصف غذاش رو میده بهتون. اما چرا؟ چون
دوستتون داره؟ یا چون نمیخواد چاق بشه؟ جوابتون هر چی باشه مهم نیست، مهم
اینه که از این به بعد اگه کسی بهتون گفت «عشق و مصلحت اصلا با هم جور در
نمیان»، میتونین این مثال نقض رو بکوبین تو سرش.
|
موشه پرید تو سوراخ
خرگوشه گفت آخ!
|
داستان اول: وارد یه بیمارستان میشم و رضایتنامهی «اهدای اعضای بدن بعد از مرگ» رو پر میکنم که دستکم جون چهار نفر رو نجات میده. وقتی کار تموم شد، در حالیکه دکترها هنوز دارن ازم تشکر میکنن اسلحهم رو در میارم و یه گلوله تو سرم خالی میکنم و بقیهی ماجرا...
داستان دوم: توی شهر بیهدف راه میفتم تا به یه خیابون شلوغ میرسم. سعی میکنم به اطراف توجه نکنم. بدون اینکه به شخص خاصی نگاه کنم اسلحهم رو میکشم و چهار نفر رو در جا میکشم، بعد هم به کلهی خودم شلیک میکنم و بقیهی ماجرا...
1. چهار تا آدم داستان اول خوششانس بودن یا بدشانس؟
2. چهار تا آدم داستان دوم خوششانس بودن یا بدشانس؟
3. من خوششانس بودم یا بدشانس؟
4. چیزی به اسم شانس واقعیت داره؟
|
[کافیشاپ؛ یک جمع ده نفره؛ پنج پسر و پنج دختر که جدا از هم نشستهاند؛ میانگین سن 18]
- انتخاب کردین؟
- بله. لطفا چهار تا بستنی شکلاتی، پنج تا آب پرتقال، یه ماءالشعیر ساده
- زیرسیگاری بیارم؟
- نه
|
حالم به هم میخوره وقتی یکی به چشم برادری نگام کنه. هر کی میخواد باشه، هر کی؛ پسر یا دختر، دوست یا دشمن... سگ برینه تو این برادری... کثافتترین موجودی هستم که تا حالا دیدم.
جماع عقلا
|
بدشانسی آنجا بود که آن که دوستم داشت، بسیاری دیگر را هم دوست داشت و خوششانسی آنجا بود که آن که دوستم داشت، دوستداشتنی نبود.
|
آموزش جدیت با چانشی طنز:
پاسخ ابراهیم نبوی به صفارهرندی
لینک
|
جواب این سوال چیست؟
1) بله 2) بله 3) خیر 4) بله
|
محسن رضایی اعلام کاندیداتوری کرد و در بیانیهی خود نسبت به ایجاد فضای امنیتی در کشور به جای گسترش آرامش، اعلام خطر کرد. چندی پیش نیز احمد توکلی از نبود آزادی بیان در فضای رسانهای کشور انتقاد کرده بود.
در همین راستا کدئین (پس از بیان عبارت «یا حرضت عباس!») از نظریهپردازان استدعا کرد تا تعریفی جدید از مفهوم «اپوزوسیون» و «منتقد» ارائه کنند تا از هاشمی رفسنجانی تا مسعود رجوی را در بر بگیرد. در پی این اقدام نظریهپردازان گفتند : «نمیخوایم، حال نداریم.»
پن: جهت ثبت در تاریخ ارسال شد
|
خودم ریــدم، خودم جمعش میکنم
|
نازموده را نازمودن خطاست.
|
وقتی همه خوابیم خوبه که...
اولین بار بود بیضایی رو دوست داشتم؛ وقتی همه خوابیم.
|
آقایان! خانومان! جگرگوشگان! و شمایی که انگلیسی را بلبلانه میخوانید!
والله و بالله و عندالله میدانم که تحریر «کدئین» به لغت اجنبی «Codeine» است اما این (Kodoiin) کجا و آن (Codeine) کجا.
رونوشت به تمام وبلاگهای جهان، جهت اطلاع
|
دست در چیز هم کنیم به مهر خشـــتک خویــش را کنیـــم آبـاد
|
بر منکرش غلتک
|
تعریف کلاسیک «انسان» یعنی «حیوان ناطق» رو
اولین بار ارسطو به شکل سیستماتیک مطرح کرد. این تعریف بعدها با نقدهای مختلف مواجه شد. دکارت اون رو «مبهم و غیرواضح» میدونست و تجربهگراهای انگلیسی اساسا مفهوم «ذات» رو برای هر موجودی انکار کردن. نیچه به تاثیر از شوپنهاور «اراده» رو جایگزین «عقل و نطق» کرد و در دورهی معاصر هم اگزیستانسیالیستها انسان رو «موجود سیال، در حال انتخاب و تغییر مدام» در نظر گرفتن و نه یه ماهیت ثابت. اما به نظر من پاشنهی آشیل انسانشناسی ارسطویی اونجایی بود که «طوطی» کشف شد.
|
خبر اول: در کنفرانس مشترک مطبوعاتی نوری المالکی و جورج بوش در بغداد، یک خبرنگار عراقی فریادزنان لنگ کفش خود را به سوی بوش پرتاب کرد. بیشک این حادثه سمبل نفرت عمیق مردم عراق و جامعه جهانی از وی و نشانهی شکست آمریکا در عرصهی سیاست خارجی است.
خبر دوم: در اجلاس ضد نژادپرستی در ژنو، هنگام سخنرانی محمود احمدینژاد، دو نفر فریادزنان به سوی او گوجهفرنگی (یا چیزی مانند آن) پرتاب کردند و سپس دیپلماتهای وابسته به اتحادیه اروپا جلسه را ترک کردند و بقیه حاضران برای ایشان دست زدند. بیتردید این حادثه پیروزی دیگری را برای ملت ایران در عرصهی سیاست خارجی رقم زد.
|